عشق من يانگوم

ملکه مین این هیون از جوسان سلطنت : 7سال از 1694 تا 1701 همسر : امپراطور سوک جونگ پدر : مین یو جانگ مادر : بانو سونگ تولد : 1667 محل تولد : اوجیو در استان گیونگ گی وفات : 1701 محل وفات : قصر چانگدوک آرامگاهش در میونگریونگ قرار دارد که در استان گیونگ گی واقع شده است(اگه گذرتون

زندگي نامه ملكه اينهيون طبق اسناد تاريخي

ملکه مین این هیون از جوسان

http://8pic.ir/images/96nr1f68y2gn5rttpbre.jpg

سلطنت : 7سال از 1694 تا 1701

همسر : امپراطور سوک جونگ

پدر : مین یو جانگ

مادر : بانو سونگ

تولد : 1667

محل تولد : اوجیو در استان گیونگ گی

وفات : 1701

محل وفات : قصر چانگدوک

آرامگاهش در میونگریونگ قرار دارد که در استان گیونگ گی واقع شده است(اگه گذرتون به کره افتاد حتما برین یه فاتحه بخونین)

خواهربزرگترش مین جین هو بوده است

جد این هیون امپراطور میونگ سئونگ بوده است

نام کامل:هیوگ یونگ سوک سئونگ جانگ سون وون هوا یی یول جونگ مو ک اینهیون هانگ هو

***

ملکه مین این هیون در تاریخ کره بهترین ملکه شناخته شده است و از داستان وی سریال هایی فراوانی ساخته شده است یکی دونگئی و ...

پدرش مین یو جانگ بود و مادرش هم بانو سونگ از یون جین وخاندانسونگبود.بانوسونگ زن دوم مین یو جانگ بود و دومین دختر او را بدنیا آورد یعنی این هیون.

مین این هیون با شاه سوک جونگ ازدواج کرد و ملکه دوم شد(یعنی جانشین ملکه اول)آنها در سال 1681 ازدواج کردند وقتی اینهیون 14 سال بیشتر نداشت.

وقتی جانگاوکجونگ فرزند پسری بدنیا آورد(در سال 1688)در همین زمان بین این هیون و اوکیجونگ دشمنی خونی در گرفت.همان موقع شاه سوک جونگ اولین پسرش یعنی(وون-جا)که به کره ای به معنای پسر اول است را ولیعهد معرفی کرد و اوکیجونگ را از(سو-اویی) به (هویی-بین)لقب داد.

حزب نورون(یعنی غرب) طرفدار ملکه اینهیون و حزب سورون(یعنی جنوب) طرف بانو جانگبودند.کسی که مین این هیون را پشتیبانی میکرد سونگ سی یول بود از نورون.شاه سوک جونگ از این خصومت ها خشمگین شد و سی یول و افرادی از خانواده ملکه اینهیون را به قتل رساند و او را عزل کرد،پس بانو هویی بین(بانو جانگ)که ملکه سوم بود ملکه شد...

بعدا در سال 1694 سوک جونگ از عزل این هیون و قتل عام خاندانش و واکنش هایش نسبت به ملکه احساس گناه کرد در حالی که قدرتش در دست سورون بود.

اون بانو این هیون را برگرداند و بانو جانگ به مقام هویی بین تنزل درجه یافت.

در سال 1701 وقتی این هیون 34 سال داشت او بیمار شد به دلیل مرموز و ناشناخته که گویی مسمومیت بوده است.

شاه سوک جونگ در جریان عزاداری ملکه این هیون را در خواب می بیند.شاه از او می پرسد چگونه مردی؟ملکه چیزی نمی گوید ولی به اتاق بانو جانگ اشاره می کند.

وقتی سوک جونگ بیدار می شود به اتاق بانو جانگ می رود و از آنجا صدای خنده او را می شنود و می شنود که او جادوگری را برای کشتن ملکه احضار کرده است.

بعد از این که شاه این را می شنود بانو جانگ را با سم اعدام می کند.

 

اینم داستان ملکه اینهیون در تاریخ این مطلب در هیچ سایت یا وب فارسی وجود نداره و اولین باره منتشتر میشه و من مترجمش هستم در مورد دیگر شخصیت های کره ای که با آنها آشنا هستید هم بیشتر مطلب خواهم گذاشت.

نظر یادتون نره و شخصیت مورد نظرتون رو هم بگین اسناد تاريخيش رو ترجمه کنم.

منبع این مطلب : ویکیپدیا انگلیسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 تير 1393ساعت 11:03  توسط پارک جونگ سان 

 

درحال انتقال به صفحه جديد

خرید ساعت مچی|کد جاوا اسکریپت
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها