عشق من يانگوم

به نام خدا این زندگی نامه دونگ یی هست به درخواست دوستان ترجمه کردم مردم و زنده شدم تا این متن رو ترجمه کردم پس لطفا کپی نکنید و نظر بدین تا ادامش رو بذارم به خدا تو ویکی پدیا فارسی هم هست ولی در کل چهار خطه این کجا و آن کجا ؟؟؟

زندگی نامه بانو چویی دونگ یی طبق اسناد تاریخی

به نام خدا
 
این زندگی نامه دونگ یی هست
به درخواست دوستان ترجمه کردم
مردم و زنده شدم تا این متن رو ترجمه کردم
پس لطفا کپی نکنید و نظر بدین تا ادامش رو بذارم
به خدا تو ویکی پدیا فارسی هم هست ولی
در کل چهار خطه این کجا و آن کجا ؟؟؟؟
 
http://s5.picofile.com/file/8142801450/dong_ee.JPG

همسر سلطنتی از خاندان هائه جو چویی ، یکی از بهترین همسران شاه سوک جونگ بود ، بانوی سلطنتی در سال 1670 در ششمین روز از یازدهمین ماه از یازدهمین سال سلطنت هیون جونگ متولد شد ، او دختر کوچک چویی هیو وون و بانو هونگ از نامیانگ بود و برادری بزرگتر به نام دونگ هو داشت که با زنی از سان هیونگ ازدواج کرد و خواهری بزرگتر که با سئو جئون ازدواج کرد ، وقتی 7 ساله بود به قصر اومد با طبقه (چئون مین) که پایین ترین طبقه اجتماعی بود

دونگ یی به نام (سیندرلای کره یا جوسیون) معروفه!
به نظر مورخان او مثل چونگ سونگ کیم با ویژگی های منحصر به فردش بر طبقه اجتماعیش غلبه کنه و اولین فرد در سلسله جوسیون که تمام امور به سلسله را درست انجام داده است

اولین برخورد اون و امپراطور هنوز معلوم نیست ، ولی بعضی از منابع معتبر میگن که دونگ یی یک موسوری بوده یعنی یک خدمتکار آب (در سریال دونگ یی در دو قسمت به آن اشاره شد) ، بعد از خلع و تبعید ملکه این هیون دونگ یی شبی در حال دعا کردن برای ملکه این هیون بوده و امپراطور هم از سفری به قصر بر میگشته و با شنیدن صدای اون میره پیشش

کتاب 수문록 نوشته یی مون جونگ برخی از این اتفافات رو شرح داده به شرح پائین


شبی شاه سوک جونگ خوابش نمی برد و بی خواب شده بود ، تصمیم گرفت بیرون بره وقتی که بر میگرده از کنار اتاق خدمتکاران رد میشه که از یه اتاق کوچک صدای گریه میشنوه کنجکاو میشه و از لا به لای در نگاه میکنه یه اتاق مرتب می بینه که بساط مهمونی در اون چیده شده و دختری با لباس کار رو میبینه که داره گریه تلخی میکنه و جلوش یه میز یادداشت هست که قبلا برای ملکه اینهیون بوده و اون خدمتکار یادداشت رو برداشته چون میدونسته ملکه این هیون خودش رو برای پادشاه قربانی کرده ولی چون بانو جانگ با نفود بوده که براش مراسم نگرفته از ترس اینکه اعدام و مجازات بشه ، شاه هم که میبینه اوضاع خطرناکه و ممکنه جون اون موسوری (دونگ یی) به خطر بیفته بهش میگه صداش این اطراف شنیده میشه و دونگ یی از دیدن شاه مات و مبهوت میشه و جلوش زانو میزنه شاه هم ازش میخواد همه چیز رو توضیح بده دونگ یی هم با صدایی لزران میگه : قربان ، من قبلا برای ملکه این هیون کار میکردم ولی وقتی اون خلع شد من محبت هاشو فراموش نکردم و براش مراسم یاد بود گرفتم چون امروز تولدشه ، خواهش میکنم من رو با مرگ مجازات کنین ... پادشاه خیلی تعجب کرد و شگفت زده شد هر کسی دیگه ای بود خودش رو به خطر نمی انداخت و سعی میکرد در امنیت باشه ولی این موسوری به افتخار ملکه این هیون خودش رو به خطر انداخته بود ، شاه رفت و موسوری هم گرفت خوابید ولی شاه عاشق دونگ یی شد سپس شب های زیادی با دونگ یی سپری کرد (مثل سریال دونگی) و بالاخره باهاش ازدواج کرد

در نوزدهمین سال سلطنت شاه سوک جونگ سال 1693 دونگ یی با شاه ازدواج کرد و رتبه سوک هون رو گرفت ، بعد از اینکه فرزندی بدنیا آورد و در کودکی او را از دست داد در دوازدهمین سال سلطنت شاه رتبه سوک اوی رو دریافت کرد و بعد از بدنیا آوردن شاهزاده یونینگ (گئوم) در سال 1695 رتبه گویی این رو دریافت میکنه در 1698 هم فرزندی بدنیا میاره که در کودکی می میره و در سال 1699 درجه بین (بالاترین مقام همسران شاه قبل از ملکه) رو دریافت میکنه با پسوند سوک (به معنای پاک)

خب ادامه در قسمت دوم چون طولانیه بزودی ترجمه میکنم
نظر فراموش نشه و البته کپی هم ممنوع
+ نوشته شده در  جمعه 4 مهر 1393ساعت 8:30  توسط پارک جونگ سان 

 

درحال انتقال به صفحه جديد

خرید ساعت مچی|کد جاوا اسکریپت
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها